سلام ممنون از همه ی دوستانی که سرزدن
*
موهاش را دوباره کمی تند شانه کرد
قدری نگاه کرد و کسی را بهانه کرد
یک شمع چند شاخه ی گل روی میز چید
با آن فضای خانه ی خود شاعرانه کرد
دستی به رنگ و روی خودش هم کشید،بعد
خندید.مثل اینکه درختی جوانه کرد
لب هاش را به هم زد و حتی بلند خواند
یک رقص عاشقانه که با آن ترانه کرد ـــــ
آمد نشست پشت همان میز «ها» تورا
حتی درآن نگاه به ساعت بهانه کرد
با مـوج اضــطراب ندیدن ، نیامدن
از پنجره نگاه ، به بیرون خـانه کرد
مثل تمـام مـردم این شـهر از دلش
آهی کشید و هی گله از این زمانه کرد
نزدیک صبح بود و کسی از نگاش ریخت
یک جور فکرهای بد و بچگانه کرد
*
او فوت کرد شمع و جنونش شروع شد